امیدهای من...

امیدهای من همه واهی بودند...سخت است ویرانی کاخ آرزوهآ و خواسته هایت حتی اگر بار اول هم نباشد....به تو یاداوری می کند که بار آخر هم نیست...

ماهها انتظار بیهوده..نمیدانم....هنوز نیرویی نامعلوم مارا به سمت هم میکشاند...نمیتوانم از تو بگذرم یا فراموشت کنم اما تنهایی هم آزارم میدهد....نمیدانم چه کنم....چه خواهد شد...نمیدانم...

/ 1 نظر / 12 بازدید
نگین

سلام عزیزم وبلاگ زيباي داري به من هم حتما یه سر بزن..! موضوع وبلاگ من سرگرمي تفريحي بازم بهت سر ميزنم راستی اومدی نظر بده [گل][گل]